الملا فتح الله الكاشاني

46

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اين قول از آن حضرت بسيار منفعل شد نزد حضار و بدانكه چون حقتعالى در اين آيه بيان ادله فرمود بر وحدانية و قدرة كاملهء خود در عقب آن ذكر معاندان و مكذبان وحدانيت و رسل او كرده جهة تسليهء پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله و فرمود * ( لَقَدْ أَرْسَلْنا ) * جواب قسم محذوفست و مثل اين لام را اطلاق نميكنند الا با قد زيرا كه آن مظنه توقع است چه مخاطب چون استماع آن نمود متوقع وقوع آن چيزيست كه مصدر است به آن يعنى بدرستى كه ما فرستاديم * ( نُوحاً ) * نوح ابن ملك بن متوشلخ بن ادريس را وقتى كه پنجاه ساله بود * ( إِلى قَوْمِه ) * بسوى قوم او كه اكثر از اولاد قابيل بودند و بت ميپرستيدند * ( فَقالَ ) * پس فرمود نوح * ( يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ) * اى گروه من بپرستيد خداى را كه موجد جميع نعم است يعنى بيگانگى او را پرستش كنيد لقوله * ( ما لَكُمْ ) * نيست شما را * ( مِنْ إِله غَيْرُه ) * هيچ معبودى غير از وى پس فرمان وى بريد و در عبادت او ديگرى را شريك مسازيد * ( إِنِّي أَخافُ ) * بدرستى كه من ميترسم * ( عَلَيْكُمْ ) * بر شما اگر ايمان نياريد * ( عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * عذاب روز بزرگ را كه يوم الطوفانست يا روز قيامت اين وعيد است و بيان داعى بعبادت او سبحانه در كتب تواريخ مذكور است كه نوح اول پيغمبرى بود بعد از ادريس حقتعالى او را بفرزندان قابيل فرستاد و آنان كه متابع ايشان بودند از اولاد شيث از ابن عباس منقولست كه اولاد آدم بعضى در جبل بودند و برخى در سهل مردان كوهستانى نيكورو و زيبا صورت بودند و زنان ايشان زشت صورت و مردمان سهل بر عكس اين بودند ابليس بر صورت غلامى آمد نزديكى از مردمان سهل و گفت من ميخواهم كه خدمت تو كنم او گفت كه اگر در خدمت من قيام نمايى آنچه مدعا و مراد تو باشد انجاح آن نمايم پس او مدتى شبانى او كرده و گوسفندان او را مىچرانيد روزى نى ساخت و آن را بزد و مردمان آواز نى هرگز نشنيده بودند مىآمدند و استماع مىكردند اين خبر باهل جبل رسيد در روزى كه عيد اهل سهل بود و همه از شهر بيرون آمده بودند و زنان خود را بياراسته در نظر مردمان بجلوه در آورده بودند بعضى از اهل جبل بنظاره عيد ايشان آمده بودند تا آواز نى بشنوند و تجمل ايشان را مشاهده كنند چون آن زنان را با آن جمال بديدند در جمال ايشان متعجب شدند قوم خود را از اين خبر دادند جمعى ديگر بيامدند و با ايشان اختلاط كردند و زنان را با ايشان نيز ميل بديد آمد و فاحشه و زنا در ميان ايشان شايع شد و بروايت ديگر از ابن عباس منقول است كه آدم وصيت كرده بود كه فرزندان شيث با اولاد قابيل مناكحه نكنند و اولاد